خلاصه کتاب
حامین، بادیگارد جذاب و سرسختی است که برخلاف میلش مجبور میشود از دختری تخس و بیپروا که دختر رئیس یک باند مافیاست، محافظت کند. این دختر که سالها در خارج از ایران زندگی کرده، کوچکترین آشنایی با باورها و اعتقادات محکم حامین ندارد.
او دائماً در زندگی حامین دخالت میکند، حتی تا جایی پیش میرود که بیاجازه وارد حمام او میشود! این دختر مدام حامین را اذیت میکند و رفتارهایش چالشهای بزرگی را برای این مرد خشن و مغرور به همراه دارد.
اما اوضاع زمانی عجیبتر میشود که این دو، برای چند روز در یک کلبه زندانی میشوند و اتفاقاتی بین آنها رخ میدهد که کاملاً غیرقابلباور است. آیا این حوادث باعث تغییراتی در نگاه آنها به یکدیگر خواهد شد؟