دانلود رمان بدون سانسور
💚رمان: #وهم
🍀نویسنده: #زهرا
🍀ژانر: #عاشقانه #هیجانی #معمایی #اروتیک
رمان وهم نیاز مهر آرا،وکیل پایه یک دادگستری،دختری سر زنده و کله شق،برحسب یک اتفاق وارد پرونده شومی میشه که خارج شدن ازش غیر ممکنه و با خونی که ازش ریخته میشه،بازی شروع میشه... بازی ای که با خون شروع میشه و مردی که در سایه ها مثل یک مار وحشی،یک لَنسِر بزرگه!
💚رمان: #مهکام
🍀نویسنده: #زیبا_سلیمانی
🍀ژانر: #عاشقانه #پلیسی #معمایی
رمان مهکام:مهران جم سرگرد خشنی که به دلیل به قتل رسیدن نامزدش لیا؛ در پی گرفتن انتقام و رسیدن به قاتل پا به سالن زیبایی مهکام می ذاره!
مهکام دختری جسور و خود ساخته که گذشته ای پنهان دارد و این نقطه ضعف راه ورود سرگرد به دنیای خاکستری دختر جوان می شه!مهکام متهم به قتل و سرگرد تشنه ی انتقام... راه این دو نفر به کجا ختم می شود؟ مرگ؟ یا عشق؟
#پیشنهادی_ادمین
💚رمان : #داروغه
🍀نویسنده: #سحر_نصیری
🍀ژانر: #عاشقانه #هیجانی
امیر کــوردآدمی که توی زندگیش مرد بار اومده و همیشه حامی بوده! یه کورد مرد واقعی نه لاته و خشن، نه اوباش و نه حق مردم خور! اون یه پـهلوونه! یه مرد ذاتا آروم که اخلاقای بد و خوب زیادی داره،! بعد از سال ها بر میگرده تا دینش رو به این مردم ادا کنه ولی.... به دختری بر میخوره که قدر یه دنیا ازش فاصله داره و مرز بینشونه، دختری که ناحقی زیاد کشیده و امیر کورد قراره بشه پشت و پناهش!
آشــوب؛ دختر بچه ی شیرین و تخسی که کل زندگیش قضاوت شده، بخاطر خانواده ای که یه روزی عاشقشون بود! پر از کمبود و پر از نفرت و دوست داشتن، با زبونی حسابی کار کشته که هیچ کس از دستش در امون نیست! داستان ما قصه ی زندگی دوتا آدم خوش قلبه، یکی متعصب و دارای خط قرمزهای بسیار و دیگری بی قید و کاملا بی شرم که عاشق گذشتن از خط قرمز هاست
یک زن، یک مرد، دو شخصیت متضاد ، دو زندگی متضاد… وقتی کنار هم قرار بگیرن، چی پیش میاد؟!
گاهی زندگی بازی هایی با آدم میکنه که غیرقابلِ پیش بینیِه … کیانمهر و ترانه ، برنده ی این بازی میشن یا بازنده؟!
میتونن جای نداشتنهای هم رو پر کنن؟!ـ
«پایان خوش»
ارباب اصلان، صاحب عمارت اربابیه، یه مرد مغرور و خود ساخته که وقتی عصبی میشه کسی جرأت نزدیک شدن بهشو نداره الا یک نفر! یه دختر خدمتکار آروم و مهربون که براش چای دارچین میبره و آرومش میکنه.
ارباب وارث میخواد ولی زنش که خیلی هم فیس و افاده داره راضی نمیشه بچه دار بشن. اینجاست که خورشید چشم ارباب اصلان رو میگیره! دختر خدمتکار وارث ارباب و حامله میشه...