رمان طوری – همه رمان های عاشقانه رو یکجا دانلود کن
دانلود رمان طنز، رمان پلیسی، رمان جنایی، رمان ترسناک، رمان تخیلی، رمان اجتماعی، رمان معمایی، رمان خارجی و…

دانلود رمان جدید

دانلود رمان

دانلود رمان های جدید ایرانی و خارجی با بهترین کیفیت، دانلود رمان عاشقانه جدید PDF

دانلود رمان جاوید در من به قلم هانیه وطن خواه با لینک مستقیم
خلاصه کتاب

دانلود رمان جاوید در من... درباره زندگی آرام‌ِ دختريست كه با شروع عمليات ساخت و ساز برابر كافه كتاب كوچكش و برگشت برادر و پسرخاله اش از آلمان، اين زندگی آرام دستخوش نوساناتي مي شود.

 
دانلود رمان خانم جذاب به قلم یسنا یاسر با لینک مستقیم
خلاصه کتاب
دانلود رمان خانم جذاب... همتا دختر ساده ای که با مردی به نام حسام که دارای مشکل روانی است ازدواج می کند اما شب اول عروسیشون اتفاقی میوفته که…
دانلود رمان بوی جنگل های افرا به قلم زیبا سلیمانی با لینک مستقیم
خلاصه کتاب
دانلود رمان بوی جنگل های افرا... قصه سه دوست و سه خانواده است که گذشته مشترکی با هم دارن و فرزندانشون دوستی عمیقی با هم‌دارن که در خِلال این دوستی، سیاوش و ارسلان از افرا خواستگاری میکنن.. سیاوش و افرا عاشق و معشوقن و ارسلان حاضر به درک این مسئله نیست چون خودش هم عاشق افرا شده… جواب افرا شیرازه زندگی هر سه خانواده رو از هم میپاشه و حوادثی رخ میده که رازهای گذشته رو‌ میشه و…
دانلود رمان دلبر برای رئیس مافیا به قلم ک_هارت با لینک مستقیم
خلاصه کتاب
دانلود رمان دلبر برای رئیس مافیا... ماتئو؛ من برای این کار وقت ندارم. افرادم یه جاسوس رو توی کارخونه کشتی سازی متروکه قدیمی دستگیر کردن و الان باید با اون مقابله کنم وگرنه خطر ازدست دادن این اتحاد رو دارم. معلوم شد جاسوس مرد نیست، زنه. زنی دوست داشتنی که ادعا میکنه فقط برای اکانت کتابخونه مجازیش عکس می گرفته. هر چی که هست به سختی می‌تونم حرف‌هاش رو باور کنم…دارلین؛ فقط داشتم عکس می‌گرفتم! قسم می‌خورم که اصلا هیچ چیز دیگه ای درباره اون کشتی‌سازی رها شده وحشتناک نمیدونستم گنگسترهای تبهکاری منو ربودن و حتی اجازه نمیدن که قبل از کشیدن کیسه نایلونی روی سرم و هل دادن من توی ماشین، از خودم دفاع کنم.
دانلود رمان آبان سرد به قلم فاطمه خاوریان با لینک مستقیم
خلاصه کتاب
دانلود رمان آبان سرد... میان تلخی یک حقیقت دست پا میزدم و فریادرسی نبود. دستی نبود مرا از این برهوت بی نام و نشان نجات دهد. کسی نبود محکم توی صورتم بکوبد و مرا از این کابوس تلخ و شوم بیدار کند! چیزی مثل بختک روی سینه ام افتاده بود و انگار کسی با تمام قدرتش دست هایش را دور گلویم انداخته بود و داشت خفه ام می کرد! خفگی بهترین تعریف برای این حال نزار و بی نفسی بود. صدای جیغ مژگان را بیخ گوشم می شنیدم و
مطالب محبوب
  • مطلبی وجود ندارد !
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان طوری – همه رمان های عاشقانه رو یکجا دانلود کن " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.