دانلود رمان ساندویچ با سس خون اضافه اثر هانیه پروین اختصاصی نودهشتیا
نام رمان: ساندویچ با سُسِ خونِ اضافه
نویسنده: هانیه پروین
ژانر: عاشقانه، تخیلی، گوتیک
خلاصه: رستوران “بلادبورن” (Bloodborn) حالا یه شجرهی دویست ساله از خدمت به جامعه خونآشامی داره. حکومت انگلستان اونها رو به رسمیت شناخت و بهشون مجوز ساخت این رستوران رو داد، اما با دو شرط سخت!حالا که نوهی بلادبورنِ بزرگ، نارسیس، این رستوران رو به دست گرفته، فقط یک اشتباه کافیه تا ارثیهی خانوادگیش به گاف بره و پلمب بشه. گرگینهها در سایه لبخند میزنن و بازرسِ احمق، مورد هدف خشمِ نارسیس قرار میگیره…
دانلود رمان تجسد نوشته نسترن اکبریان و فاطمه عیسی زاده
نام رمان تجسد
نویسندگان: فاطمه عیسی زاده، نسترن اکبریان
ژانر: جنایی_طنز و عاشقانه
خلاصه رمان تجسد:
بوی گس تعفن، عطر تلخ مرگ و بوی نای تنهایی، مزاج بیحس زندگی را کر کرده بود. در فنجان عاری از سیاهی، فال دستان بیگناهی درآمده که چرکین به هرسو چنگ میانداخت. مرگ؛ واژهی نابی که در خانهای تنگ، میان دستان بیحسی که بلور اشک از انگشتانش غلتیده میشد، بدل به زندگانی بود و خواب؛ مصیبتی که وهله را برای شکار حقایق در صید نگاهی نگران، باز میکرد.
پای خواببازی که به میان میآمد، فریاد سکوتهای خفه در حنجره، حواس را کیشومات میکرد و افسار را به دست خوابگری میداد که نگاهش گیر نگاههای زخمخوردهی روزگار بود. ورق بُر خورد و قرعه به نام سرباز حاکم بر بازی افتاد که مشتش در گره کور طالعی نحس برده بود. ته این قرعه بالاتر از سیاهی بدل بود و سرش منتهی به تکگل ساقهشکستهای که گویا کلامش خفه در نگاههای پرحرفی بود که آفتاب، رنگ سکوت را به مردمکهای ترسیدهاش حکم میزد.
من راوک، وکیل پایه یک دادگستری برای اینکه سری توی سرها در بیاورم از هیچ کاری دریق نکرده ام. گذشته ام را گردن نمی گیرم و تمام هم غمم آینده ای غنی و ثروتمند و البته تاکید می کنم در تنهایی بود. همه چیز خوب پیش می رفت، تا اینکه بی وجدان ها سرم کلاه گذاشتند. خانه ای که به تازگی خردیم را به دو نفر فروخته بودند. من و مردک شلخته ی اسمش را نبر که ثانیه ای ماندن در کنار او برایم عذاب آسمانی بود…
در گیر و دار های ریسمانِ سرنوشت، گره ای کور به نخِ سرونوشت دختری افتاد و گولِ گودالی عمیق را خورد… گودالی که همانند باتلاق، شب به شب او را بیشتر در خود میکشید و چاره اش دود کردن شب ها بود…دودی که در مِه شب غرق شده و گرهِ سرنوشت، از تاریکی بحره برد و نخ های دیگری را بهم گره زد…نخ های که یکی از جنس باروت و دیگری جرقه بود. جرقه ای که خود به باروت آتش انداخته نمیدانست به زودی با گرهی سرنوشت تلاقی خواهد کرد..
ناهید، همسر مرد شکاکی است که یک روز در میان، ضرب دستش را میچشد. تحمل میکند و زیرلب میگوید: به خاطر دخترم. اما سرنوشت، طاقت نمیآورد و دست به بازی خطرناکی برای نجات این زن میزند…
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان طوری – همه رمان های عاشقانه رو یکجا دانلود کن " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.