دانلود رمان تجسد نوشته نسترن اکبریان و فاطمه عیسی زاده
نام رمان تجسد
نویسندگان: فاطمه عیسی زاده، نسترن اکبریان
ژانر: جنایی_طنز و عاشقانه
خلاصه رمان تجسد:
بوی گس تعفن، عطر تلخ مرگ و بوی نای تنهایی، مزاج بیحس زندگی را کر کرده بود. در فنجان عاری از سیاهی، فال دستان بیگناهی درآمده که چرکین به هرسو چنگ میانداخت. مرگ؛ واژهی نابی که در خانهای تنگ، میان دستان بیحسی که بلور اشک از انگشتانش غلتیده میشد، بدل به زندگانی بود و خواب؛ مصیبتی که وهله را برای شکار حقایق در صید نگاهی نگران، باز میکرد.
پای خواببازی که به میان میآمد، فریاد سکوتهای خفه در حنجره، حواس را کیشومات میکرد و افسار را به دست خوابگری میداد که نگاهش گیر نگاههای زخمخوردهی روزگار بود. ورق بُر خورد و قرعه به نام سرباز حاکم بر بازی افتاد که مشتش در گره کور طالعی نحس برده بود. ته این قرعه بالاتر از سیاهی بدل بود و سرش منتهی به تکگل ساقهشکستهای که گویا کلامش خفه در نگاههای پرحرفی بود که آفتاب، رنگ سکوت را به مردمکهای ترسیدهاش حکم میزد.
📄 خلاصه دانلود رمان پایگاه ویژه از سارا اعتماد نسخه پی دی اف :
سلام ، قبل از هر صحبتی، باید یه توضیح ضروری رو بنویسم . این داستان نه فانتزیه، نه واقعیت.توی کشور ما اصلا نه چنین جایی وجود داره و نه پلیس و قانون توی داستان با پلیس و قانون ما هم خونی داره . من دوست داشتم پرونده ها رو توی چنین جایی با کمک افراد پایگاه ویژه حل کنم.پس خواهش می کنم اگر خیلی واقع گرا هستین توی این مورد، نخونین. یا این جور حساب کنید که اینجا ایران نیست. یه کشوریه توی ذهن من که شبیه ایران خودمونه فقط! اسامی و مکانا مثلا .. دوستان می شناسن که فانتزی نویس نیستم. کلیت این داستان، برای چندین سال پیشه و منم دوست داشتم با همون روال ادامه بدم.با آگاهی می نویسم. دوست نداشتم اما پلیسم شبیه پلیس سریالای تلویزیونی باشه. نخواستم هم کپی کاری از روی سریالای خارجی کنم! واسه همین از ذهنم کمک گرفتم. خواهش می کنم اگر دوست ندارین، از همین پست اول، نخونین.با توضیحات بالا، پایگاه ویژه در اصل یه مرکز خاص توی اداره ی پلیسه که بهشون پرونده های مشکل و گاهی حساس و یا مشکل دار رو می دن که حل کنن.
رمان مورد یک گروه هکره که به گروه عقرب معروفان و هر گونه خلافی انجام میدن و هیچ گونه ردی از خودشون باقی نمیذارن. رئیس این گروه ایکس نام داره که به شدت قانون مدار و سخت گیره و دخترش کمند یک دختر هفده ساله است که به عنوان جانشین ایکس و رئیس بعدی گروه معرفی شده.
کمند از وقتی یازده ساله بود وارد این گروه شد در و آدم کشتن و هک و… یاد گرفته و الان تبدیل به یک ربات بی احساس و به شدت خشن شده که همه اعضای گروه ازش حرف شنوی دارن؛ ماجرا از وقتی شروع میشه که با وارد شدن فرد خاصی به گروه نظر ایکس در مورد دخترش عوض میشه و قدرت رو از کمند میگیره به اون فرد میده!کمند از شدت حسادت گروه رو ترک میکنه و جفت خودش رو پیدا میکنه و گروه خودش رو تشکیل میده و بر علیه پدر خودش قد علم میکنه..
داستان فیل در تاریکی در مدت هشت روز سخت و سرد زمستانی، از یک روز یکشنبه تا یکشنبه بعدش رخ میدهد. برادر یک گاراژدار متمول به اسم جلال، از آلمان ماشین وارد میکند.
او این بار یک بنزِ شیک خریده و به تهران آورده تا بفروشد. اما بیخبر از اینکه گروهی در این ماشین موادِ مخدر جاسازی کردهاند و او طیِ این ماجرا جاناش را از دست میدهد و حالا جلال مانندِ فیلیپ مالروی خشمگین دنبالِ کشفِ ماجرا و انتقامِ خون برادرش است در خیابانهای تهران.
خانم “الیزابت برایت مورداک” پس از مرگ شوهرش ، کلکسیون سکهها و عتیقههای او را در اتاقی ضد آتش در طبقۀ بالای خانه نگهداری میکرد ؛ تا این که روزی به طور اتفاقی متوجه گم شدن سکۀ طلایی کمیاب ، معروف به “براشر دابلون” میشود .
او که مطمئن است سرقت کار عروس خانواده یعنی “لیندا کاسکت” است ، کارآگاهی خصوصی به نام “فیلیپ مارلو” را استخدام میکند تا سکه را سریعا به کلکسیون باز گرداند و تاکید میکند که قصد دستگیری سارق را ندارد . مارلو طی ماجراهایی سکه را صحیح و سالم باز میگرداند اما در تفتیشهای خود ، جنایتهایی را آشکار میکند و از سویی با یک حقالسکوت بگیر مواجه میشود ..
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان طوری – همه رمان های عاشقانه رو یکجا دانلود کن " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.